از هبوط حضرت آدم تا ظهور وصی خاتم (مقاله ارائه شده در کلاس تربیت مربی/خانم فریده امین بنانی)
در این مقاله با عنایت به آیات خلقت انسان و مشیت خداوند در خلق انسان کامل و هدایت انسانهای دیگر توسط انسان کامل به سوی مقام توحید و بطور اختصار به چگونگی جاری شدن این امور خواهیم پرداخت. لذا در ابتدا با توجه به آیات شریف قرآن کریم، در مورد خلقت انسان و چگونگی حضور او در عالم ارض، سپس چگونگی بعثت انبیا و تشکیل جامعه و در انتها نیاز انسان به هدایت الهی خصوصا لزوم داشتن ولی و سرپرست الهی برای رسیدن به مقام خلیفه الهی سخن آورده شده است که با استعانت از محضر رب العالمین و عنایت حضرت صاحب الامر به آن میپردازیم.
يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَاإِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ
السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکده
سیر خلقت در نظام تعلیم وتربیت قرآنی
گفتیم که خداوند اراده فرمود تا در روی زمین که ادنا مرتبه عوالم است، جانشینانی برای خود قرار دهد و ملائکه را نیز بر این مشیت و اراده خویش آگاه نمود. پس این این ایجاد و خلق آدم اول، حضرت باریتعالی علمِ عالم ملکوت و عالم اسماء را به ایشان آموخت و ایشان را به ملائکه عرضه کرد. همه ملائک با مشهاده این همه کمال و قدرت، به اذن الهی در مقابل ایشان به سجده افتادند، بجز ابلیس که از جنیان بود ولی در اثر کثرت عبادت در صف ملائکه قرار گرفته بود. بدین ترتیب در اثر استکبار از فرمان الهی، رانده درگاه حق شد. نه تنها رانده درگاه خلق شد، بلکه خداوند به او فرمود:" قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ ". گفت پس بیرون شو از آن که تو مترودی و بر تو لعنت من است تا روز حساب. این اخراج و دوری از رحمت حق چنان بر ابلیس گران بود که از خداوند تا روز قیامت مهلتذ خواست، و قسم یاد کرد که خلق را تمام گمراه کند الا بندگان مخلص خداوند. و خداوند اورا مهلت داد. " قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ" . پس از آن خداوند، حضرت آدم و حوا را در بهشت قرب اسکان داد و به ایشان فرمود که شیطان دشمن اشکار شماست، مبادا شما را فریب داده و از بهشت بیرون برد و به گرفتاری مبتلا کند در حالیکه در آنجا نه گرسنه شوید و نه برهنه و عریان مانید و نه هرگز به تشنگی و عطش سیری ناپذیر مبتلا شوید و نه آفتاب سوز و اسیر آتش طمع های نفسانی شوید. با این همه توصیه پروردگار، باز آن دو بزرگوار دچار عصیان معرفتی شده و فریب وسوسه شیطان را خوردند. بعد از این عصیان آن دو بزرگوار، در وجود خود تشنگی و گرسنگی و دیگر امیال انسانی را احساس کردند و حالِ آرامش و ویژگی های بهشت قرب را که پیش از این دارا بودند را از دست دادند.
هبوط
این هبوط اولیه حضرت آدم و حوا بود. یعنی از دست دادن ویژگی های بهشت قرب. پس از آن، آن دو بزرگوار برای جبران خطای خویش، با دل و جان متوجه پروردگار شده و به توبه و انابه پرداختند و از حضرت رب تقاضای مغفرت و رحمت کردند." قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ". سپس خداوند از سر لطف و رحمت واسعه خود به ایشان رو کرد و کلماتی به ایشان القاء فرمود و به واسطه آن کلماتِ رحمت، توبه ایشان را پذیرفت. در اینجا این سوال مطرح میشود که حقیقت آن کلمات رحمت چه بود که خداوند بوسیله آن کلمات از عصیان ایشان درگذشت.
القا کلمات و پذیرش توبه بوسیله توسل
در روایات مختلف از شیعه و اهل سنت درباره آیه: " فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ" سخن بسار آورده شده از جمله اینکه در روایتی از ابن عباس نقل شده است که میگوید: " از پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم درباره آن کلماتی که آدم با آن توبه کرد، سوال شد. پیامبر فرمودند: آن کلمات تعلیم اسماء محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین صلوات الله علیهم اجمعین بوده است و آدم علیه سلام با توسل به این کلمات که بهترین و کاملترین مخلوقات الهی هستند از درگاه خداوند تقاضای بخشش نمود و خدا او را بخشید. (از شیخ صدوق- الخصال- تفسیر نمونه- جلد 1)
با توجه به این آیه و روایات میتوان پی به این حقیقت برد که (کلمه) معنی حرف و واژه نیست بلکه به معنای محبت و فیض الهی است و کلمات، روح فیض و عنایت خاص خداوند برای دستگیری از بندگان هستند.
پس در اینجا میتوان این نتیجه را گرفت که مقصود خداوند از طرح این آیات در قرآن کریم، بیان ضرورت نیاز انسان به واسطه فیض و هدایت میان خالق و مخلوق است و به همین دلیل بهترین مخلوقات از بندگان خود را برای این امر برگزید تا به واسطه ایشان عنایات خاص و هدایت الهی شامل حال انسان گردد و بوسیله ایشان بشر بتواند به سوی کمال و مقام خلیفه الهی حرکت کند.
در ادامه آیات هبوط والقاء کلمات خداوند جمع ایشان خطاب کرده و می فرمایند : " قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى". اکنون همه فرود آیید که برخی از شما با برخی دیگر دشمنید تا چون از جانب من برای شما راهنمایی بیاید آن هنگام هر که از راه من پیروی کند نه گمراه شود و نه شقی و بدبخت گردد.
زندگی در عالم ارض
این آیه شریفه خبر از اجتماع حضرت آدم و حوا و فرززندان ایشان در مقابل ابلیس و سپاهش می دهد که در آن جامعه بعضی دشمن بعضی دیگر اند تا از جانب خداوند عالمیان هدایتگری برای آنان بیاید که نه تنها دشمنی ها به الفت و مودت و دوستی مبدل شود بلکه از گمراهی و شقاوت نجات یابند.
" لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ". همانا پیامبران خود را با ادله محکم فرستادیم و برایشان کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به راستی و درستی و عدالت گرایند.
پس خداوندی که انسان را خلق کرد و پیش از تجسدش تمام نیاز های ملکی و ملکوتی او را می دانست، برای رشد و هدایت او، هم در وجود شخص ابزاری برای ارتباط با ملکوت قرار داد مانند چشم و گوش و قلب روحانی و عقل ملکوتی و هم بندگانی را برگیزید تا فرزندان آدم را به سوی توحید و مقام خلیفه الهی هدایت کند.
و از این بندگان برگزیده که همان پیامبران و رسولان الهی بودند پیمان گرفت تا پیام وحی که احانت الهی بود را به مردم برساند و بر آنها شرط فرمود که زهد را در مقامات و درجات این دنیای دون و آنها بر این شرط استوار ماندند و به عهد خود وفا نمودند و مقرب درگاه الهی شدند و برای یاری آنها خداوند فرشتگان را که واسطه فیض الهی بودند، نازل فرمود و آنان را به وحی خود کرامت بخشید و به علم خود یاری فرمود و ایشان را واسطه و ریسمان هدایت بندگان و وسیله ای برای بازگشت به رضوان الهی قرار داد. راه های سعادت را به وسیله ایشان برای بشریت روشن ساخت و آنان را امام برگزیده حجتهای بر خلقش قرار داد تا اینکه حق از جایگاهش برداشته نشود و باطل بر اهل حق پیروز نگردد. تا در تمام دوران ها و زمان ها و مکان ها احدی نگوید که خداوند برای ما رسول و منذر و هدایتگری نفرستاد.
آیه 7و 8 سوره مائده: وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ. و به ياد آوريد نعمتى را كه خداوند به شما عطا كرد و پيمانى را كه بطور محكم با شما بست، آنگاه كه گفتيد: شنيديم و اطاعت كرديم و از خداوند پروا كنيد؛ زيرا خدا از درون سينهها آگاه است. اى كسانى كه ايمان آوردهايد! همواره براى خدا با تمام وجود قيام كنيد و به انصاف و عدالت گواهى دهيد و هرگز دشمنى با قومى، شما را به بىعدالتى وادار نكند. به عدالت رفتار كنيد كه به تقوا نزديكتر است و از خداوند پروا كنيد كه همانا خدا به آنچه انجام مىدهيد آگاه است.
اما چنان که تاریخ نشان داده اکثریت مردم در تمام اعصار، میثاق الهی را که در عهد الست با خدای خود بسته بودند را نادیده گرفتد و پیامبران الهی را به قتل و شهادت رساندند. زیرا که رسالت پیامبران و امامان جامعه بر پایه حق و قسط و تقوی بوده تا حیات طیبه بر روی زمین حاکم گردد.
حیات طیبه
آیه 97 سوره نحل: " مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ". هر كس از مرد يا زن كه مؤمن باشد و كار شايسته كند، حتماً به زندگى پاك وپسنديدهاى زندهاش مىداريم وقطعاً مزدشان را نيكوتر از آنچه انجام دادهاند، پاداش خواهيم داد.
حیات طیبه از نگاه اجتماعی همان زندگی در جامعه ای است که در پرتو ایمان و اطاعت از رسولان حق، با آرامش و امنیت در سایه عدالت و الفت و تعاون و کلیه مفاهیم سازنده انسانی قرین است و از نابسامانی هایی که در اثر اسثکبار استثمثار، ظلم و جور و طغیان و شقاوت، هوا پرستی و دنیا پرستی، منفعت طلبی و قدرت طلبی، جوامع را به تباهی و تیرگی می کشاند، در امان است.
پس زندگی و حیات طیبه، و رسیدن به مقام قرب الهی و نهایتا زندگی جاودانه، چه به صورت فردی و یا به صورت اجتماعی، فقط در سایه اتصال عالم ملک با علم ملکوت و بوسیله ادیان الهی امکان پذیراست.
آیه 35 سوره مائده: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ" . اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از خدا پروا كنيد و (براى تقرب) به سوى او وسيله بجوييد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد.
حضرت امیرمومنان علی علیه السلام در تفسیر این آیه شریفه که خداوند میفرمایند: « و برای تقرب به پروردگارتان وسیله بجویید.» فرمودند: من وسیله تقرب به خدا هستم. تفسیر المیزان جلد5- صفحه 362
و درحدیثی دیگر به نقل از حضرت فاطمه سلام الله علیها در ضمن این آیه است که فرمودند: حمد کنید پروردگار را که در عظمت و نورش ایجاب میکند که اهل آسمانها و زمین برای تقرب به او وسیله بجویند و ما اهل بیت وسیله او در میان بندگانش هستیم. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 86- صفحه 211
فلذا با توجه به آیات و روایات، حیات طیبه در جامعه ای الهی، فقط در سایه ایمان به خدا و عمل صالح محقق میشود که عمل صالح همان اطاعت محض است از خداوند متعال و رسول گرامی ایشان و موالیان اموری که خدا و رسول اطاعت از ایشان را فرض و واجب دانستند. سوره نساء 59
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خدا را اطاعت كنيد و از رسول و اولى الامر خود (جانشينان پيامبر) اطاعت كنيد. پس اگر درباره چيزى نزاع كرديد آن را به حكم خدا و پيامبر ارجاع دهيد، اگر به خدا و قيامت ايمان داريد. اين (رجوع به قرآن و سنّت براى حلّ اختلاف) بهتر و پايانش نيكوتراست.
تا در پرتو اطاعت از ایشان و ولایت و امامت، جوامع به سوی حق حرکت کنند. زیرا که بشر در این ارض چنان اسر آتش حرص و طمع و شهوات نفسانی میشود که قسط و عدل و حق را از مسیر خود منحرف کرده و به ظلم و جور و باطل روی می آورد و هرگز بدون سپر تقوا و هدایت های الهی، نمیتواند به سوی الهی شدن حرکت کند.
آیه 71 و 72 سوره مریم: وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا و هيچ كس از شما نيست مگر آنكه وارد دوزخ مىشود، (و اين ورود شما) از جانب پروردگارت حكمى قطعى است. سپس اهل تقوا را (از دوزخ) نجات مىدهيم و ستمكاران را (در حالى كه از ضعف و ذلّت) به زانو درآمده (اند) در آن رها مىكنيم.
از این رو خداوند متعال برای سعادت و نجات انسان، انبیا را مبعوث فرمود.
فلسفه بعثت انبیا در نهج البلاغه
امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه 1 نهج البلاغه شریف درباره فلسفه بعثت پیامبران چنین میفرمایند: ««خداوند سفیرانش را بر اساس زمان بندی مناسب و ویژه به سوی مردم گسیل داشت تا استعدادهای نهفته آفریده را در آنان بشكفند، و میثاق فطرت الهی را عینیت بخشند، و نعمت فراموش شده او را به یادشان آرند، و با رساندن پیام حق، راه هر گونه عذری را سدّ كنند، و گنجینه های خرد را از اسارت خرافات و اوهام آزاد سازند، و نشانه های قدرت الهی را به دید مردم نشانند از: نیلگون گنبدِ برافراشته، و گهواره زمین كه برنهاده، و توشه تأمین كننده زندگی، و مرگ بر هم زننده این هستی، و رنج ها و بیماری هایی كه فرسوده شان سازد، و رخدادهایی كه همواره بر سرشان ریزد.و هیچ گاه خدای مهربان ظلمت را بر بندگانش روا ندید، پس در هر زمانی پیامبری یا كتابی فرو فرستاد، و امامی معصوم یا راهی روشن برگمارد فرستادگانی كه علی رغم یاران كم و دشمنان بسیار، هرگز در دعوت به خدا كوتاه نیامدند. امّت ها از دو سو با پیامبران آشنا می شدند: یا سفیر پسین، پیشین را نام می برده و رسالت وی را می ستوده است، و یا پیشینگان، پیشاپیش بر ظهور پیامبر آینده بشارت می دادند.و بر این اساس، قرن ها پدید آمد و روزگار گذشت، و پدران كوچیدند و پسران بر جایشان نشستند تا خداوند، «محمّد» درود خدا بر او و خاندانش آخرین ذخیره خود را به رسالت برانگیخت، و نوید او به ظهور خاتم تحقّق یافت، و نبوّت به اوج كمال نشست.»»
اصول فلسفه بعثت انبیا
پس با توجه به کلام حضرت امیر و با توجه به آیات اجتماعی قرآن کریم ، میتوان اصول فلسفه بعثت انبیا را برای داشتن یک جامعه دینی – الهی این چنین بیان کرد:
1- اصل توحید و بردن جامعه به سمت خداپرستی و پرهیز از عصیان و طاغوت. سوره نحل 36: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ. وهمانا ما در ميان هر امّتى پيامبرى را برانگيختيم (تا به مردم بگويند) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت (و هر معبودى جز خدا) دورى نماييد، پس گروهى از مردم كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده و بعضى از آنان گمراهى بر آنان سزاوار است، پس در زمين سير و سفر كنيد، تا ببينيد كه پايان كار تكذيب كنندگان چگونه بوده است؟
2- اصل تعلیم کتاب و حکمت که همان آیه ــــ و حقیقت شناسی است. سوره جمعه 2: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ. اوست كه در ميان مردم درس ناخوانده، پيامبرى از خودشان مبعوث كرد تا آيات الهى را بر آنان بخواند و آنها را رشد و پرورش داده (از آلودگى شرك و تفرقه پاك سازد) و كتاب آسمانى و حكمت به آنان بياموزد و همانا پيش از اين در انحراف و گمراهى آشكار بودند.
3- اصل تکامل عقل به واسطه تبعیت از هدایت انبیاء. زمر 17و 18: وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ. و كسانى كه از عبادت و بندگى طاغوتها (و قدرتهاى ضد الهى) دورى نموده و به سوى خدا بازگشتند بر آنان مژده باد، پس بندگان مرا بشارت ده. آنان كه سخن را با دقّت مىشنوند و بهترين آن را پيروى مىكنند، آنانند كه خداوند هدايتشان نموده و آنانند همان خردمندان.
4- اصل تعالی و مکارم اخلاق و اقتدا به هادیان برگزیده الهی. انعام 90: أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ. آنان كسانىاند كه خداوند هدايتشان كرده، پس به هدايت آنان اقتدا كن. (اى پيامبر! به مردم) بگو: من بر اين (رسالت ودعوت) از شما مزدى طلب نمىكنم، اين قرآن جز تذكّرى براى جهانيان نيست. (و خواست من جز پندگرفتن اهل عالم نيست).
احزاب 21 : لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا. همانا براى شما در (سيرهى) رسول خدا الگو و سرمشقى نيكوست، (البتّه) براى كسانى كه به خدا و روز قيامت اميد دارند و خدا را بسيار ياد مىكنند.
5- اصل داوری در اختلاف های مردم بر اساس حق. بقره 213 : كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُو





